الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
259
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
روايات به آن تصريح شده . [ راوى ] مىگويد : مردى كه با خواهرش همبستر مىشود حكمش چيست ؟ فرمود : يك ضربت شمشير به او زده مىشود . گفت : [ از مرگ ] رهايى مىيابد ؟ فرمود : حبس مىشود تا بميرد . روايتى ديگر به همين معنا آمده است و اين چيزى است كه نه متقدّمان آن را ذكر كردهاند و نه متأخران ، بلكه عبارتهاى ايشان پر است از قتلى كه با شمشير و غير آن ، حاصل شود . « 1 » 9 . شيخ محمد حسن نجفى : شما موارد اجماعات محكى را شنيديد و در روايت نبوى كه ضعف آن با اين مطلب ( هر كس با محرم خود همبستر شود وى را بكشيد ) جبران شده و همچنين شنيديد مراد از عبارت « يضرب عنقه ؛ گردنش زده مىشود » در مرسل جميل - كه در من لا يحضره الفقيه آمده - كشتن است ، بلكه شايد مراد از ضربت در روايت حسن اوّل هم ، قتل باشد و لو به اين قرينه كه نص و فتوا مىگويند : حكم زناى با غير محرم در صورت زور ، كشتن است ، گرچه در بعضى موارد ، ضربت با شمشير داشت . پس تنها يك چيز باقى مىماند و آن اينكه در صورت خلاصى ، حبس ابد مىشود و شكى نيست كه اين نمىتواند با آنچه گفته شد ، معارضه كند ، بلكه نسبت به آن ، شاذ است . « 2 » 10 . امام خمينى : حد اقسامى دارد : اوّل كشتن است . واجب است كشتن كسى كه با محرم نسبى خود مثل مادر ، دختر ، خواهر و مانند آن ، زنا كند . . . . « 3 » 11 . آية اللّه خوئى : كسى كه با محرم خود مثل مادر ، دختر ، خواهر و مانند اينها زنا كند با شمشير كه به گردنش زده مىشود ، كشته مىشود . . . و همو دربارهء دو روايتى كه در آنها حبس آمده گفته است : امّا روايت محمد بن عبد اللّه بن مهران . . . و روايت عامر بن سمط . . . نديدم كسى به مضمون آنها قائل باشد . اضافه بر اين ، روايت اوّلى از دو جهت مرسل است و محمد بن مهران غالى و كذّاب است و در روايت دوم وثاقت عامر بن سمط ثابت نشده است علاوه بر اينكه در نسخهء من لا يحضره الفقيه - كه روايت از آنجا نقل شده - عمرو بن سمط دارد كه فردى مجهول و مهمل است پس به اين دو روايت نمىشود اعتماد كرد . « 4 »
--> ( 1 ) . رياض المسائل ، ج 16 ، ص 473 ؛ نك : تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 222 ؛ كشف اللثام ، ج 2 ، ص 218 . ( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 311 . ( 3 ) . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 417 . ( 4 ) . مبانى تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 189 ، مسألهء 151 .